تجربه احساسات شدید، مثل امشب
یکشنبه بیست و یکم تیر ۱۴۰۵ 22:38من سر موضوعات جوک مامانند احساسات شدیدی تجربه میکنم😶🌫️
یکم باید خودمو جمع و جور کنم😬
من مثل یک جسم در استانه حرکتم با یک فوت اصطکاک ایستاییش از بین میره و متحرک میشه
یعنی
مثل یک برج عظیم از هم میپاشم
مثل بازی jenga
🤯
بعد هم گرد و خاک زیادی به پا میکنم
خیلی خیلی شدید احساساتم میچرخه بعد یکهویی شوت میشم میرم قاطی باقالیا😂🤧😶🌫️
از یه چیز مسخره
یه چیز میاد که خیلی جدی ناراحتم کرده و ...
این موضوع همیشه
اما
امشب فکر کنم خیلی نرفتم قاطی باقالیا
و اون جسم در حال حرکت که خودش نمیتونه به ایسته نبودم
اینجوری ام نشد که مثلا بخورم به یه دیواری به ایستم 😂😶🌫️🤔
یعنی یه جوری شدم که خودم ایستادم نیروی خالص غیر صفر دست خودم بود نه دیوار و باقالیا
فکر کنم بعضی وقتا احساساتم مثل گاو می مونه🤣🐃🚩
همینجوری میدوعه میره
شایدم گراز که چشماش دو طرفشه جلوشو نمیبینه و همینجوری میره
از همونا که نقی معمولیو شاخ زد انداخت هوا
ولی خب الان احساساتم گفتم نه خودم🤯😬
🤯
..................
درس امشب :
تمایز بین فکر ، کنجکاوی و تصمیم رو بدون
هر فکر و کنجکاوی و حتی تصمیمی رو با صدای بلند نگو ...
اول صبر کن ببین با خودت چند چندی بعدا اعلام عمومی کن ...
