تمرین می‌کنم جهان را آرام‌تر ببینم ...

پایان محاکمه‌ی بی‌پایان علیه خود

چهارشنبه بیستم خرداد ۱۴۰۵ 17:9

بهتره بیام بیرون از دادگاهی که هم قاضی‌اش خودمم هم مجرمش خودمم

...

نه دادگاه ، نه محاکمه ، خبری از قضاوت و مجازات خودم نیست

نه تبرئه‌ی شاعرانه ، نه پاکسازی

...

بلکه جلسه‌ی فهم

*من می‌تونم ناظرِ بالغ باشم.

کسی که می‌گه:

این اتفاق افتاد (انکار نمی‌کنم)

اثر داشت (کوچک نمی‌کنم)

ولی قرار نیست خودم رو نابود کنم (ادامه می‌دم)

و ازش یاد می‌گیرم (تغییر می‌کنم)

مسئول بودن :

جدی گرفتنه

فرار نکردنه

و قبول کردن نتیجه کار

*مسئول بودن برابر خودزنی نیست👾

جدی هست اما خودشکن نه

***چیزی که قرار نیست باشم :

خشن و فحاش و خودآزار

نه داد و فریاد داره، نه له کردن خودم

(من دوست ندارم این کارو با بقیه کنم اما نا اگاهانه داشتم با خودم می‌کردم)

توهین نداریم

بد مطلق نداریم

تبدیل کردن اشتباه به هویت ، اینم نداریم

من قرار نیست خودم رو محاکمه کنم

قراره خودم رو بفهمم و هدایت کنم

من قراره با خودم مهربون باشم نه خشن و فحاش

همونجوری که دوست ندارم با بقیه خشن و فحاش باشم

|